شعر آفتاب

« شعر آفتاب»


دل را دوباره کورۀ پُر التهاب کرد
این شعله قلبِ سنگی ما را مذاب کرد

در دل ردیف کرد، شراره شراره شعر
در من دعای قافیه را مستجاب کرد

لبهای گرم و خشک تو ای شعرِ آفتاب
دریای بی اساس ستم را سراب کرد

اوهام حزبِ باد و هواه خواهِ خاک را
تبیین آتشین تو نقشِ بر آب کرد

اوراق کینه خوردة  دین رسول را
نشرِتنِ تو با قلم خون، کتاب کرد

روی تو آب بست و بنا ساخت روی آب
با دست خویش، خانه ی خود را خراب کرد

ماندم چگونه نیزه تو را بر سرش گذاشت
آیا به انتخاب تو خود را مجاب کرد؟

خورشید پُر حرارتِ زخمِ تو سایه را
سوزان ترین شراره به چشم رباب کرد

خونگریه های حنجرۀ ایلیای تو
گیسوی آسمانِ خدا را خضاب کرد

ایزد به یاد سرخ تو «اِنّ الحسین» را
در بیکران عرش، صمیمانه قاب کرد

یک روضه از شرارۀ شش ماهۀ رباب
دل را دوباره کورۀ پُر التهاب کرد

ایلیا /دکتر حسین محمدی مبارز

«گلوی سرخ»

  به یاد شش ماهه کربلا

طاقت بیار و تشنگی ات را به من ببخش
این سوز را به تشنه ترین بی کفن ببخش
وقتی برای تشنگی ات، اشکِ مشک ریخت
چشم عمو برای تو خونابِ اشک ریخت
حالا بمان و زمزمه کن، زمزمِ پدر
تنها تو مانده ای، مرو ای همدم پدر

آغوش من برای تو گهواره می شود
بند دلم، بدون تو صد پاره می شود

بعد از تو آب از سرِ آن کاروان گذشت
بی تو چه ها به مادر بی سایبان گذشت

ای سایبانِ قلب پدر، ای هُمای من
زیبای من، بهانۀ من، ایلیای من

دور از نگاه دشمن تو، گریه می کنم
همراه خون دامن تو، گریه می کنم

وقتی که از گلوی تو یاسین چکیده شد
بر گوش وحی، نالۀ خونین دمیده شد

با این سکوتِ سرخ، مرا خون جگر نکن
جان پدر! بمان و مرا بی پسر نکن

بعد از تو آب از سرِ آن کاروان گذشت
بی تو چه ها به مادر بی سایبان گذشت

بعد از شما به رشتۀ قنداقه ات قسم
هر رشتۀ ستم، بشود پنبه تا عدم

پس پَر بزن که بعد تو پرواز می کنم
قنداقه را برای همین باز می کنم

بی تو رباب، برکۀ بی آب می شود
گهواره خشک و خسته و بی تاب می شود

روی فرات از غم سُرخت، سیاه شد
بعد از تو آب، تشنۀ تصویر ماه شد

بعد از تو آب از سرِ آن کاروان گذشت
بی تو چه ها به مادر بی سایبان گذشت

ایلیا /دکتر حسین محمدی مبارز



ایجاد کننده پست 155

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Related Posts

کلمه مورد نظر را تایپ کنید و کلید اینتر را بفشارید در غیر اینصورت با دکمه Esc خارج شوید.

بازگشت به بالا