درسنامه قافیه 5

*به نام خداوندِ مهر و سپهر/
*خداوندِ عشق و ،خداوندِ مهر/

درسنامهء قافیه و شناخت حروف آن

جلسهء پنجم

از بخش دوم( ۲/۴)

در چهار جلسهء گذشته پیرامون قافیه ، تعداد و اسامی حروف قافیه ، و طرز شناخت حرفِ

  • «رَوِی» که اصلی ترین حرفِ کلمهء قافیه است، سخن گفته شد. همچنین به کلماتی که دارای یک یا چند حرف ازحروف قافیه اند، اشاره شد.
  • دراین جلسه در بارهء «حرفِ تأسیس» توضیحاتی داده می شود.

از میان حرف الفبای فارسی فقط حرفِ
( اَلِف ) می تواند به عنوان‌حرفِ«تأسیس» در کلمهء قافیه حضور داشته باشد. *به کلمهء قافیه ای که دارای(حرفِ تأسیس ) باشد، (قافیهءمُوَءسِّسِه)
گفته می شود، به اعتبارِ این که آغازگرِ حروف قافیه در کلمه است ، وحروف الفبای زبان فارسی نیز با حرفِ( الِف) آغاز می شوند.( اَلِفِ تأسیس ) از چهار حرفی است که پیش از حرفِ ( رَوِی ) قرار می گیرند. چگونه می توان ( اَلِفِ تأسیس ) رادر کلمهء قافیه شناخت و محلِّ قرار گرفتنِ آن را در کلمهء قافیه تشخیص داد؟

( اَلِفِ تأسیس ) به فاصلهء یک حرفِ مُتَحرِّک پیش از حرفِ اصلیِ قافیه یعنی حرفِ ( رَوِی ) قرار می گیرد. کدام یک از کلماتِ قافیهء زیر دارای حرفِ(اَلِفِ تأسیس )اند ؟ :
حال ،سال ،کتاب ،حساب،کامل ،شامل،باطل ، ساحل ، داد ،فریاد ، نازل ، کاتب.
این کلمات قافیه را به گونه ای انتخاب کردیم که آخرین حرفِ آنها حرفِ ( رَوِی ) باشد تاکارتشخیص( اَلِفِ تأسیس ) را برای شما آسان کند.
آیا کلماتِ قافیهء : حال، سال، کتاب، حساب ، داد و فریاد دارای حرفِ(تاسیس) اند؟ پاسخ ، منفی است . آیا به هر کلمهء قافیه ای که دارای حرفِ ( اَلِف) باشد ، می توان ( قافیهء مُوَءسِّسِه) گفت؟
مُسلّماً نه! چرا ؟ برای این که گفتیم( حرفِ تأسیس ) علاوه بر این که حرفِ ( اَلِف) است باید به فاصلهء یک حرفِ مُتَحرِّک پیش از حرفِ ( رَوِی) قرار بگیرد. به طوری که ملاحظه می کنید. اگر چه حروفِ ( اَلِف ) در شش کلمهء قافیهء بالا پیش از حروفِ ( رَوِی) قرار گرفته اند ولی هیچ حرفِ مُتَحَرِّکی ، بعد از آنها نیامده وباحرفِ ( رَوِی ) فاصله ای ندارند. ولی درکلماتِ قافیه ء زیر ، حروف ( اَلِف) به فاصلهء یک حرفِ متَحَرًک پیش از حروفِ ( رَوِی ) قرار گرفته اند :
کامِل ،شامِل ،باطِل ، ساحِل نازل ،وکاتب که حروفِ متَحَرِّکِ:
(م)،(ط)،(ح)،(ز) و(ت) بعد از اَلِفِ (تأسیس ) و پیش از حرفِ ( رَوِی ) یعنی : آخرین حرفِ این کلمه ها، آمده اند . و آخرین مطلبی که باید در بارهء ( اَلِفِ تأسیس ) گفت این است که رعایتِ آن در کلمات قافیه الزامی نیست و شاعر می تواند در ابیاتی از یک غزل و یا یک قصیده هم از کلماتی استفاده کند که دارای ( اَلِفِ تأسیس ) اند و در ابیات دیگر از کلماتی بهره جوید که فاقدِ ( اَلِفِ تأسیس ) اند . مثال:

ساختم با او ، ولی او با منِ (بیدل) نساخت
موجِ خشم آلودِ دریا بود و ، با ( ساحل) نساخت

در بیتِ مَطلَعِ فوق ،
دو کلمهء ( بیدل ) و ( ساحل) همقافیه شده اند در حالی که کلمهءقافیهءمصراعِ اوّل ، فاقد ( الِفِ) تأسیس است ولی کلمهء قافیهء مصراع دوم واجدِ آن می باشد.

اگرچه رعایتِ ( الِفِ تأسیس ) الزامی نبوده و اختیاری است ولی رعایت آن در تمامیِ کلمات قافیهء یک غزل و یا قصیده بر زیباییِ کلام و جمالِ شعر می افزاید واز همین جهت بزرگان از آن به عنوانِ صنعت و یاآرایهء ( لُزومِ ما لا یُلزَم ) یاد کرده اند،

یعنی صنعتی که در عینِ لازم بودن، رعایت آن برای شاعر الزامی نیست ! و چون شاعر با به کار گرفتنِ این آرایهء لفظی در همهء ابیات یک اثر ، خود را به زحمت و تکلُّف می اندازد به آن صنعتِ ( اِعنات ) هم گفته می شود
مثل قوافی: کامل – شامل
اِعنات مصدرِ از بابِ مزیدِ اِفعال است به معنیِ خود را به سختی و مرارت انداختن است.

ادامه دارد….

🌹روابط عمومی انجمن ادبی محیط ابوالفضل عامری قم🌹

ایجاد کننده پست 56

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Related Posts

کلمه مورد نظر را تایپ کنید و کلید اینتر را بفشارید در غیر اینصورت با دکمه Esc خارج شوید.

بازگشت به بالا